خرید بک لینک

درباره سایت

خواندن ندارد

آخرین مطالب

امکانات وب

616

خوش به حال قسمتی از زمین که تو آنجا بیدار می‌شوی، پنجره‌ای که پرده‌اش را کنار می‌زنی، آشپزخانه‌ای که چایی‌ات را دم می‌کنی؛ خوش به حال لبنیاتی سر کوچه‌ات، پلیس آن‌طرف چهارراه، مشتری‌های کافه‌ای که عصرها می‌روی؛ خوش به حال نیمکت‌ها و درخت‌ها و ماشین‌ها.

برچسب: نویسنده: سجاد طاهری تاريخ: پنجشنبه 18 تير 1405 ساعت: 7:43

کدام امید؟ استخوان را پیش پای سگی پرت کرده‌ای که چند ساعت پیش مرده است.

برچسب: نویسنده: سجاد طاهری تاريخ: پنجشنبه 18 تير 1405 ساعت: 7:43

619

چطور کلمه به کلمه‌اش را زندگی کردیم و به ذهنمان نرسید از قفسهٔ بالای کتابخانه به روی تاقچه بیاوریمش؟ چطور شبیه کتاب قصه به شاهنامه نگاه می‌کردیم؟

برچسب: نویسنده: سجاد طاهری تاريخ: پنجشنبه 18 تير 1405 ساعت: 7:43

620

خودم را با یک تلهٔ تازه امتحان کردم و گیر افتادم؛ از آن چیزی که خیال می‌کردم، آلوده‌تر بودم. از آن چیزی که به نظر بقیه می‌رسید، خطرناک‌تر.

برچسب: نویسنده: سجاد طاهری تاريخ: پنجشنبه 18 تير 1405 ساعت: 7:43

622

بعد از هر صدای کثافتی که از دور یا نزدیک می‌آمد، هزار تا پیغام می‌فرستادیم که «خوبی؟» و تا جواب‌ها یکی‌یکی برسند، هزارپاره می‌شدیم.

برچسب: نویسنده: سجاد طاهری تاريخ: پنجشنبه 18 تير 1405 ساعت: 7:43

625

رفیقم گفت «عشق شبیه یک واکسن، مریضی ضعیفی را به جانت می‌اندازد تا مرض‌های بزرگ‌تر نگیری». بعد، طوری که یعنی خیلی بی‌خیال و مسلط است، اطراف چشمش را با گوشهٔ آستین پاک کرد و خندید.

برچسب: نویسنده: سجاد طاهری تاريخ: پنجشنبه 18 تير 1405 ساعت: 7:43

صفحه بندی